مقاله خواندنی در رابطه بافتنه شماره2
... و امّا دو دعاي قرآني پيرامون فتنه
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذينَ كَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ [ممتحنه / 5]؛ پروردگارا! ما را مايه امتحان و فتنه کساني که کافر شدند قرار مده و ما را بيامرز که تو، آري، تو تنها عزيز و حکيمي.
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظّالِمينَ [يونس / 85]؛ خداوندا! ما را دستخوش فتنه (و بلاي) مردم ستمکار قرار مده ...
◄ فتنه از نگاه اسلام به روايت شهيد آيتالله دستغيب
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
آيتالله دستغيب در فصل دوم از جلد دوم كتاب «گناهان كبيره» مينويسد: فتنه هاي ديني |
* حضرت علي (ع)وفتنه
خداوند در زمان فتنه اهل حق را رها نمیکند .
امام علی(ع) در خطبه ۵۰ نهجالبلاغه در خصوص اینکه فتنه چگونه شروع میشود صحبت میکند و میفرماید که شروع فتنه از دو جاست :
یک بعد نفسانی دارد یعنی خودخواهی و دوم اینکه شروع فتنه از بدعت نظری در مفاهیم است.
یک عده در اصول و مفاهیم بدعت میگذارند، آن را تحریف میکنند و عدهای هم برای قدرت طلبی و دنیاخواهی پیش میآیند؛ امام علی(ع) فرمود فردی او را یاری میکند، فردی در مفاهیم بدعت میگذارد. ایشان می فرماید که اگر باطل با حق در نیامیزد و مخلوط نشود حقطلبان به راحتی آن را تشخیص میدهند و کار باطل پیش نمیرود ولی در فتنه، فتنهگران اندکی از حق و باطل را میگیرند و آن را مخلوط میکنند؛ یعنی زمانی که سخنرانی یا منبر آنها را گوش میکنید و یا مقاله و کتاب آنها را میخوانید متوجه میشوید که مباحث درستی در آن وجود دارد ولی در واقع مقداری از حق و مقداری از باطل با هم مخلوط و ارائه شده است؛ یعنی این مطالب باطل صریح نیست .
حضرت امیر(ع) میفرمایند: اینجاست که بازار شیطان گرم میشود و در جامعه یارگیری میکند. با این حال اینجا هم اگر کسی اهل حق باشد و تقوا حق داشته باشد، حضرت امیر میفرمایند که خداوند رهایش نمیکند.
در زمان فراگیری شبهه اگر حق و باطل را تشخیص نمیدهید بر جای خویش بمانید تا حجت پیدا کنید
امام علی (ع) در خطبه ۱۵۱ نهجالبلاغه میفرمایند: مردم شما هدفگیری شدید و مورد آماج بلا و امتحان هستید، بیدار شوید و از مستی وفور نعمت و از سختی عقوبت بترسید؛ آنگاه که غبار شبهه برانگیزد برجای خویش بمانید، حرفی نزنید و اقدامی نکنید و اگر نمیتوانید حق و باطل را تشخیص دهید بر اساس تعصب و احساسات موضع نگیرید. فرمودند وقتی نمیدانید حق و باطل چیست اگر تقوای حقطلبی دارید، آرام باشید. زمانی که متوجه نمیشوید و حجت عقلی و شرعی ندارید و بخواهید بر اساس احتمال، حدس، گمان، تبلیغات و تلقینات موضع بگیرید بیدار باشید و آنگاه که غبار شبهه برمیخیزد، بر جای خویش بمانید تا حجت پیدا کنید. فرمودند وقتی فتنهها پیدا شود و راه کج پیش پای هر یک از شما بگذارد و آسیابش بچرخد، فتنه آغازش چون ابتدای جوانی، دلربا، فریبنده و جذاب است اما وقتی پایان یابد آثارش شوم و زشت است؛ چون نشانههای ضربت سنگ .
حضرت امیر(ع) فرمودند: فتنه وقتی میآید در ابتدای آن نمیفهمید که فتنه است چرا که همه چیز مرتب، قشنگ، درست و تئوریزه شده است. فرمودند که اینجا جای صبر و دقت است. آغاز فتنه از افرادی است که بر سر قدرت، ثروت و ریاست مسابقه میگذارند و چون سگان این مردار را از دندان یکدیگر میربایند و یکدیگر را میجوند و پس از مدتی پیروان از رهبران اعلام بیزاری و برائت میکنند و رهبرانشان از پیروانشان گلایه میکنند. هر یک تقصیر را برعهده دیگری میگذارد و چون دشمنان از یکدیگر جدا میشوند، هیچ یک مسئولیت آنچه کردند و مسئولیت فتنه را برعهده نمیگیرند و یکدیگر را با لعنت دیدار میکنند.
* حضرت امیر به مردم سفارش میکند مبادا امام حاکم خود را در این فتنهها تنها بگذارید
حضرت امیر(ع) میفرمایند: وقتی شبهه برمیخیزد بر جای خویش بمانید، آنگاه که شبهه گرد و غبار میکند، فتنه از رهگذرهای پنهان و غیر آشکار در میآید، پس آنگاه به رسوایی و زشتی میگراید.
امام علی(ع) در خطبه ۹۳ نهجالبلاغه میفرماید: فتنه زمانی که میآید از روبرو شناخته نمیشود، وقتی که تمام میشود از پشت سر شناخته میشود یا در جای دیگری میفرماید ای مردم امام حاکم خود را در این فتنههای تنها مگذارید تا بعدها خود را سرزنش کنید. خود را در آتش فتنهای که پیشاپیش آن رفتهاید بیاندیشه در میآورید همانا من برای شما چراغم در تاریکی، هر کس در تاریکی است و حق را از باطل نمیشناسد به این چراغ بنگرد، به من بنگرد و راه را بیابد.
* دشمنان علی(ع) در جمل از خوشسابقهترین اصحاب پیامبر(ص) بودند
حضرت امیر(ع) فرمود: در فتنه دلهای سابقاً مؤمن دو دل و سست میشوند، مردان سالم گمراه میشوند، رأی درست و نادرست در هم میآمیزد، فرزند با پدر کینه میتوزد، پدر و فرزند علیه یکدیگر کینه میورزند.
در زمان امام علی(ع) یکی از مواردی که خود حضرت آن را فتنه نامیدند، شورش جمل بود که منتهی به جنگ جمل شد و این جنگ، اولین جنگی بود که بر علی(ع) تحمیل شد یا خود حضرت در نهجالبلاغه، شورش طلحه و زبیر را فتنه نامیدند و از مردم خواستند که آن را سرکوب کنند و طی نامهای به مردم کوفه نوشتند که دیگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است؛ همه به سوی رهبر خود بشتابید و در جهاد علیه فتنه شتاب کنید که تأخیر خطرناک است .
دشمنان حضرت علی(ع) در جنگ جمل جزو خوشنامترین خوشسابقهترین افراد و اصحاب پیامبر(ص) بودند؛ کسانی که حضرت امیر(ع) میفرماید ما از کودکی و خردسالی با هم بزرگ شدیم و در جبههها همیشه همه در کنار هم بودیم .
طلحه و زبیر بارها در جهاد در خط مقدم بودند. شخص دیگر کیست؟ عایشه؛ امالمؤمنین و همسر پیامبر(ص). عایشه جزو نزدیکترین افراد به پیامبر(ص) بود .
عثمان خلیفه سوم کشته و پس از آن شورش شروع میشود. این شورش به حدی است که سه روز جنازه خلیفه روی زمین میماند و هیچ کس حاضر نمیشود که او را دفن کند؛ یعنی فضای مدینه اینگونه بود. میدانید که جنازه عثمان، خلیفه سوم را در نیمه شب و بعد از سه روز آنهم با وساطت امیرالمؤمنین(ع) برای دفن بردند. ابتدا مردم مدینه نگذاشتند که او در قبرستان مسلمانان دفن شود و به همین خاطر عثمان را در مقبره و باغ یک کسی دفن و بعد روی آن دیوار خراب کردند تا کسی نبش قبر نکند که بعدها همانجا جزو قبرستان بقیع شد .
در واقع خود قضیه قتل خلیفه نیز یک فتنه بود و از مواردی بود که حق و باطل با یکدیگر مخلوط شده بودند. حضرت امیر(ع) هم منتقد روش حکومتی عثمان بودند و هم در عین حال مخالف قتل خلیفه.
* آنچه که برای اجرای عدالت پیش رو داریم انواع و اقسام رنگها و چهرهها و صداها است
خلیفه کشته میشود و مردم به سمت حضرت علی(ع) هجوم میآورند. اصحاب، مهاجرین و انصار و همه به سمت علی(ع) هجوم میآورند که باید رهبری را برعهده بگیرید. در ابتدا حضرت میفرمایند که من را رها کنید و سراغ افراد دیگری بروید. هستند افرادی که دلشان میخواهد و برای تحویل حکومت آمادگی دارند. از من بگذرید. من اگر در حاشیه باشم و کمک کنم و نظارت داشته باشم بهتر از این است که مسئولیت حکومت را برعهده بگیرم. آنچه که برای اجرای عدالت پیش رو داریم انواع و اقسام رنگها و چهرهها و صداها است. بعد از این خود شما درست تشخیص نخواهید داد و برخی از شما مقابل من خواهید ایستاد. عدهای از شما کنترل احساسات خود را از دست خواهید داد و ایمان قبلیتان خواهد لرزید و عقلهایتان ثبات نخواهد داشت.
همه شما قدرت تشخیص نخواهید داشت؛ یعنی این کار به لحاظ نظری هم ثبات عقلی یعنی تشخیص درست حق از باطل میخواهد و هم ایمان و قلب محکم؛ ولی اکثر شما این شرایط را ندارید؛ نه قلبهای شما برای این کار محکم خواهد بود و نه عقلهایتان ثبات خواهد داشت تا حق را از باطل به درستی تشخیص دهید. من از همین حالا میبینم که آفاق تیره و نیمه تاریک و نیمه روشن خواهد بود و این را بدانید اگر من مسئولیت حکومت را قبول کنم دیگر گوشم بدهکار وراجیها و سرزنشهای دیگران نخواهد بود و به آنچه که خودم درست میدانم عمل خواهم کرد. بنابراین با چشم باز با من بیعت کرده و به من رأی دهید.
* بیعتکنندگان با علی(ع) سه جنگ را به ایشان تحمیل کردند
حضرت امیر(ع) میفرمایند: من نمیخواستم مسئولیت حکومت را قبول کنم ولی چونان جمعیت به سمت من هجوم آورد که لباسم از دو طرف پاره شد، دختران از فرط اشتیاق حجاب خود را کنار گذاشتند و به سمت من میآمدند و پیرمردهایی که با عصا راه میرفتند چنان به سویم میآمدند که عصای خود را پرت کردند.
من وقتی دیدم مردم این چنین به سمت من آمدند و بیعت عمومی است و همه میگویند که ما پای تو ایستادهایم، دیگر بهانهای نداشتم که این مسئولیت را قبول نکنم و حجت بر من تمام شد. با این حال میدانستم که برخی از همین افراد با من چگونه رفتار خواهند کرد و زمانی که خلافت و رهبری را پذیرفتم، گروهی از همین افراد پیمان شکستند(ناکثین)، گروه دیگری از دین خارج شدند(مارقین) و دسته سوم ستم کردند (قاسطین) و همینها سه جنگ را به من تحمیل کردند. گویا نشنیده بودند که خداوند در قرآن فرموده بود که آخرت از آن افرادی است که در دنیا دنبال فساد و برتری طلبی نباشند و این خانه و دار آخرت را مخصوص افرادی قرار دادیم که اراده*********** علو یعنی برتری طلبی، ریاست و قدرت طلبی و اراده فساد نداشته باشند .
حضرت امیر(ع) میفرمایند: چطور شما در قرآن این آیه را میبینید ولی باز با من درگیر شدید. چرا این آیه در ذهن همه شما وجود دارد اما دنیا چشم شما را پر کرده است و به وقتش آیههای این چنینی را فراموش میکنید. علتش این است که منافع شما به خطر میافتد. سوگند به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید اگر آن گروه بسیار برای بیعت با من هجوم نمیآوردند و حجت بر من تمام نشده بود و اگر نبود که خداوند از عالمان و آگاهان پیمان گرفته است که بر گرسنگی ستم دیدگان و شکمبارگی ستمگران آرام نگیرند به خدا سوگند مسئولیت حکومت را قبول نمیکردم و مهار شتر حکومت را روی کوهان آن میانداختم تا هرجا دلش میخواهد برود و آب پایان آن را به جام آغاز آن میدادم، و میدانید و میدانستید که دنیای شما در نزد من بیارزشتر است از عطسه بز .
ابن عباس روایت میکند: در دومین روزی که مردم مدینه با علی بیعت کردند امام علی همان اول آمد و سخنرانی کرد که از همین سخنرانی جنگها بیرون آمد و فهمیدند که با علی نمیشود ساخت و باید با او جنگید و حکومت وی باید براندازی و ساقط شود.
فتنه های آخرالزمان
حضرت علی (ع) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا (ص) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمیچید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم (ص) در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازه علم را برای ایشان گشودند که از هریک از آنها هزار در دیگر گشوده شد. بنابر شرایطی که حضرت علی (ع) در آن میزیستند بیش از دیگر اهل بیت (ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیک و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیشگوییهای ایشان که به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود که فرمودند: «از شما کمتر از ده تن کشته خواهد شد و از ایشان کمتر از ده تن زنده خواهند ماند». این عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندکی پس از خاتمه نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از آینده نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست میتوان به پیشگویی امیرمؤمنان (ع) درباره حمله مغول به سرزمینهای اسلامی یاد کرد که با استناد به همین روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعه شیعیان کمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد .
یکی از پیشگوییهایی که در لابهلای بیانات امیرمؤمنان، امام علی (ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی درباره آن میتوان یافت، مسئلة فتنههای آخرالزمانی است. درباره موضوع فتنههای آخرالزمان، روایات متعددی از حضرات معصومین (ع) نقل شده که در اینجا تنها به مرور روایات علوی اکتفا میکنیم.
معنای فتنه .
فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا کردهاند، این واژه معمولاً درباره آن دسته از امتحاناتی به کار برده میشود که با تلخی و سختی همراه است .
در قرآن کریم، این واژه علاوه بر این معنا، برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق، شرک و کفر، افتادن در معاصی و نفاق، اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل، گمراهی، کشتار و اسارت، تفرقه و اختلاف میان مردم و… به کار رفته است.
گونهشناسی فتنههای آخرالزمان .
حضرت علی (ع)، در ضمن چند روایت، گونههای متعددی از فتنههای آخرالزمانی را بیان نموده اند و همانطور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خواندهاند:
ـ چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خونریزی مباح میشود؛ در دومی خونریزی و غارت اموال؛ در سومی خونریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ در چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد .
ـ خداوند در این امت، پنج فتنه قرار داده است: ابتدا فتنه عمومی، سپس فتنه خواص، پس از آن فتنه سیاه تاریک که مردم در آن بسان چارپایان میشوند، سپس هدنه (صلح میان مسلمانان و کفار در پی جنگ و کشتار) و درنهایت دعوت کنندگان ضلالت و گمراهی میآیند. در آن روز اگر برای خداوند جانشینی ماند درخدمتش باش. و در جایی دیگر حضرتش حیوانسانی مردم را ناشی از فتنه کور، پیچیده و گنگ پنجم خواندهاند.
ـ همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی. اما پیروی از هوای نفس، از حق باز میدارد و آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان مینهد. همانا دنیا، پشتکنان میرود و آخرت، کوچ کرده و به سوی ما میآید، و هر کدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ چه، امروز کار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و کار نیست. همانا فتنهها و آشوبها از هواپرستی آغاز میشود. در آنها، [به وسیله] فرمانهای خودپرداخته با خدا مخالفت میشود و مردانی در عهدهدار شدن آنها، به جای مردانی دیگر مینشینند .
اگر حق خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمیخورد، و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمیماند، لیکن مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته شده و با هم آمیخته گردیده است. اینجاست که شیطان بر دوستداران خود چیره میگردد، و کسانی رهایی مییابند که از طرف خداوند عاقبت نیکی برای آنها رقم خورده باشد .
همانا من از رسول خدا(ص) شنیدم که میفرمود: چگونه خواهید بود زمانی که فتنهای شما را در برگیرد که در آن کودکان بیش از آن به نظر رسند که هستند [سن و سالشان بیشتر به نظر میرسد]، و جوانان به پیری رسند. مردم به کژراهه میروند و آن (انحراف) را مانند سنّت خویش میگزینند و هرگاه بخشی از آن به روش درست تبدیل گردد، گفته میشود سنّت دگرگون شده است. این در نظر مردم کاری زشت آید و در پی آن، بلایا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بکوبد، چنانکه آتش، هیزم را میکوبد و آسیاب طعمة خود را. آنها دین میآموزند اما نه برای خدا، و دانش میجویند امّا نه برای عمل؛ و به وسیلة کار آخرت، دنیا را میطلبند.
مصادیق فتنهها .
تعداد و گونههای فتنههای آخرالزمان آنچنان زیاد است که به طور عادی اولین تصوری که برای هر شنونده ای از شنیدن این واژه به وجود میآید، همین موضوع است. همانطور که دیدیم در میان این سیل فتنهها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسانها را مبتلا میسازد. در بعضی از روایات علوی (ع) میتوان مصادیق و تسهیل کنندههایی را برای وقوع در فتنه یافت:
حضرت امیر (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمودند:
«برای امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنههای گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بیمناکم».
از همه مهمتر اینکه فتنه فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ میدهد که تا زمان ظهور ادامه مییابد:
از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه بهپا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن میتوان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا، خبر پیشینیان و آنها که پس از شما میآیند و حکم (آنچه) مابین شما (رخ میدهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستمکاری که بدان عمل نکند خداوند او را درهم میشکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی، ذکر حکیم و صراط مستقیم است.
قسم به آنکه جان علی در دست اوست این امت به هفتادوسه فرقه تقسیم میشوند که همه آنها در آتشند به جز این فرقه: «و ممّن خلقنا أمّةٌ یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و از میان کسانی که آفریدهایم، گروهی هستند کعبه حقّ هدایت میکنند و به حق داوری مینمایند». اینهایند که نجات مییابند.
در دیگر روایات، حضرت امیر (ع)، دسته نجاتیابنده را خود، شیعیانشان و تمام پیروانشان معرفی نمودهاند:
رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی که مرا به آسمانها بردند، قصرهایی دیدم که از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلای خالص بود، کاهگل آنها از مشک خوشبو، خاکش از زعفران، و دارای میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زنهای زیبا و نهرهای شیر و عسل که بر روی درّ و جواهر میگذشت ـ در کنار آن دو نهر، خیمهها و غرفههایی بنا شده، بودند و در آنها خدمتکارها و پسرانی بودند، و فرشهایش از استبرق، سندس و حریر بود و طنابهایی در آنها بود. گفتم: ای حبیب من جبرئیل، این قصرها از آن کیست، و قصة آنها چیست؟ جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی است. ایشان را در آخر الزمان به نامی که دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی که این نام برای آنان زینت است، زیرا ایشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زدهاند، و سواد اعظم اینانند. اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، برای شیعیان برادرش حسین، پس از او، برای شیعیان فرزندش علی بن الحسین، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، برای شیعیان فرزندش موسی بن جعفر، پس از او برای شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و برای شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او برای شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و برای شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. ای محمد اینان امامان پس از تو، نشانههای هدایت و چراغهای روشن در تاریکیها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، که باطل را واگذارده و از آن دوری کردهاند، و آهنگ حق نموده و از آن پیروی کردهاند، آنها را در زمان زندگیشان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت کنند. در صدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد کنند. رحمت خدا بر ایشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است».
در برخی روایات دیگر از ایشان آمده که دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به ایشان محبت میورزند و ولایتشان را قبول دارند .
شدت این فتنه را از آنجا میتوان دریافت که ایشان میفرمایند:
«اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل میکشانند و به عکس».
سختی این فتنهها برای مؤمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود :
«زمانی بر مردم میآید که دل مؤمن در نهادش آب میشود، همانطور که سُرب در آتش آب میشود، و سبب آن نیست مگر اینکه فتنهها و بدعتهایی را که در دین آنها ظاهر گشته مشاهده میکنند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند» .
در جای دیگر از حضرتش نقل شده که مؤمنان آخرالزمان از کنیزان پست تر شمرده خواهند شد.۲۹
برکات بروز فتنهها در جامعه .
هرچند فتنهها، سختیها و تلخیهای خاصّ خود را به دنبال میآورد لیکن شیرینیهایی در پی آن نصیب مؤمن میشود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها برای مؤمن ممکن نباشد. در روایات رسول خدا (ص) و امامان اطهار (ع) میخوانیم:
«از فتنههای آخرالزمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود میکند».۳۰
در ضمن وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است:
«ای علی، شگفتآورترین مردم از نظر ایمان و بزرگترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند که در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی کتاب ایمان آوردهاند».
امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنکه عثمان کشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبهای خواند و در آن فرمود: «هان که گرفتاری شما به گرفتاری همان روز که خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنکه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنکه زیرورو شوید و بالا و پایین گردید. حتماً باید افرادی که کوتاه آمدهاند پیشی گیرند و آنانی که پیشی گرفتهاند کوتاه بیایند. به خدا قسم هیچ نشانهای را پنهان نکردهام و هیچ دروغی نگفتهام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود» .
یکی از برکات صبر در آخرالزمان این است که مؤمن را در ثواب تمام نیکیهای پیشینیانش شریک میسازد:
وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، مردمی در اینجا با ما آمدهاند که هنوز خداوند پدران و نیاکان آنها را خلق نکرده است! »
آن مرد عرض کرد: مردمی که هنوز خلق نشدهاند چگونه میتوانند با ما آمده باشند؟!
فرمود: «آری، آنها مردمی هستند که در آخرالزمان میآیند و در این هدف که ما داریم آنها نیز شریکند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه که ما گام برمیداریم شرکای حقیقی و واقعی ما هستند».
مسلماً هر آزمونی که سخت تر باشد در عین آنکه بسیاری نمیتوانند در آن قبول شوند آن عده ای که توفیق و پیروزی مییابند تعدادی اندک و جایگاهی رفیع خواهند داشت.
راه رهایی از فتنههای آخرالزمان .
تمسک به قرآن و اهل بیت(ع) راه رهایی از این فتنههای آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دستهبندی است. راه عمومی همان تمسک به قرآن و اهلبیت(ع) است. راه فردی که به برخی از صحابه توصیه میشده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و… است.
روایت مربوط به تمسک به قرآن را پیش از این مرور کردیم. دربارة تمسک به اهل بیت(ع)، روایات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعیت روایت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اکتفا میکنیم .
امیرمؤمنان (ع) در ضمن خطبهای بلند راههایی را برای رهایی از فتنهها و مصون ماندن از عذاب الهی که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند. در اینجا به مناسبت، به فرازهایی از این سخن گرانسنگ توجه میکنیم :
من و رسول خدا (ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد باید گفتار ما را بگیرد و به کردار ما عمل کند زیرا ما خاندانی هستیم که شفاعت از آن ماست. برای دیدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب میسازیم. هر کس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته میشود؛ یکی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف این حوض، زعفران است. کسی را بر ما نمیگزیدند ولی اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ویژه رحمتش کند، پس خدا را ستایش میکنم بدین نعمتها که مخصوص شما قرار داده و بر حلالزادگی شما، چون یاد ما خانواده، شفای هر درد، بیماری و وسوسة شکآور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر کسی که راه ما را گیرد، فردا در «حظیرالقدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسی است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نکند خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد.
٫1- استقامت و تقیّه در برابر دشمنان: ماییم درِ گشایش، چون مبعوث شوند و همه راهها بر مردم بسته شود، ماییم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آید نجات یابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما میزداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید، مبادا فریبنده شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیتها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهایی بینید که آرزوی مرگ کنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبکشمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه .
٫2- ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید که خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولایت اهل حق دور نشوید چون هر کس دیگری را جای ما برگزیند نابود است و هر که پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر که از غیر راه ما رود غرق شود همانا برای دوستان ما فوجهایی از رحمت خداست و برای دشمنان ما فوجهایی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانههای شیعیان ما چنان نگاه میکنند که ستاره درخشان را در آسمان میبینند.
٫ 3-پرهیز از دنیاگرایی: هر کس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدایت نگردد، و نجات نیابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و یاری نشود آنکه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنیای پوچ و بیارزشی که سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر کس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان این فرد] میفرماید: «ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط کردم» .
۴٫- شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین کوری نابینایی فضیلت ماست که با ما بیجهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط به جرم اینکه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجیح داد. ما را پرچمی است که هر که در سایة آن درآید، او را جا دهد و هر که بسوی او پیش تازد پیروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات یابد، شمایید آبادگران زمین که (خداوند) شما را در آن جای داد تا ببیند چه میکنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده میشود، بر شما باد به راه روشن بزرگتر، در آن بروید که دیگری جای شما را نگیرد. سپس حضرت این آیة قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و آن برای اهل ایمان به خدا و پیمبرانش مهیا گردیده» .
۵٫ پیشه کردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمیرسید مگر به تقوی، و هر که رها سازد پیروی از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود برای او شیطانی که قرین و مونس او گردد.
۶٫ عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنیا تکیه کردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را که عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در آنست، نه از خدایتان شرم دارید، و نه به حال خود فکر میکنید. شما در هر روز ظلم میشوید ولی از خواب بیدار نمیگردید، و سستی شما پایان نپذیرد، آیا نمیبینید دین شما کهنه میشود و شما سرگرم دنیایید، خدای بزرگ میفرماید: «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش کیفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی، یاری شما نخواهد کرد».
۷٫ ذکر و یادآوری همیشگی: دانشمند آنکس است که ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد و دشمنترین بندگان نزد خدا همانا بندهای است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیماید. اگر به سوی کسب مال دنیا دعوت شود اجابت میکند اگر به سوی آخرت دعوت شود کاهلی میکند گویا عملی را که برای دنیا انجام میدهد بر او واجب است و آنچه برای آخرت انجام میدهد از او ساقط. اینها در زمانی است که در آن زمان کسی سالم نمیماند جز مؤمنی که دائم الذکر است و کم اذیت، که اگر حاضر باشد کسی او را نشناسد و اگر غایب باشد جستجویش نکنند .
۸٫ عدم اشاعة گناه: اینان چراغهای هدایت و مشعلهای فروزان برای شبروان هستند و برای سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند که گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهای رحمتش را بروی اینان میگشاید و از ایشان عذاب سختش را برطرف میکند. ای مردم همانا روزگاری میآید که مردم فقط به اسم اسلام بینیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ریخته میشود بینیاز باشد .
به امید آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنههای آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات این دوره سربلند بیرون آورد. انشاءالله
فتنه شبهه بیدارگری
هنگامی که طلایه های فتنه نمودار می شوند امور را مشتبه می کنند و هنگامی که رویگردان می شوند بیدار می کنند. امیرمومنان (ع ) می فرماید :
« بدانید هنگامی که فتنه ها روی می آورند مشتبه هستند. (عوامل اشتباه ) و وقتی که روی برمی گردانند بیدار می کنند در هنگام آمدن مورد انکار و ناشناس اند و در موقع برگشت و رویگردان شدن شناخته می شوند. فتنه ها مانند بادها می گردند. به شهری میرسند (در یک شهر وارد میشوند و می وزند واز شهری بدون اصابت می گذرند. »
دو اصل بسیار مهم و فراگیر را در تحرکات و آشوب های فتنه ای وجود دارد :
۱) فتنه در هنگام شروع ناشناخته و عامل اشتباه است .
۲) فتنه در هنگام پایان یافتن و رویگردان شدن شناخته شده و بیدار کننده است .
اصل اول) هر فتنه ای که با دست بشر و باتفکرات او در جامعه بروز می کند هرگز به عنوان فتنه و علائم و مختصات فتنه که همه فهم باشد بروز نمی کند. یعنی این طور نیست که وقتی فتنه ای در یک جامعه سر برمی آورد به قدری علامت ها و مختصات فتنه بودن آن واضح و روشن باشد همگان می توانند بفهمند. زیرا به وجود آورندگان فتنه ها آگاه تر و ماهرتر از آن اند که کاری انجام بدهند که مردم جامعه از نخستین بروز نمودهای آن حالت مقاومت از خود نشان داده و آن را استفراغ کنند. لذا مهم ترین و اساسی ترین کاری که فتنه گران برای گسترش و تعمیق کارخود انجام می دهند چند چیز است :
۱) استخدام قیافه هایی که در جامعه به خوبی و پاکیزگی و اخلاص شناخته شده باشند
مانند بعضی از افراد خوارج نهروان که با پیشانی پینه بسته ولب های ذاکر و چشم های فرو رفته از شب بیداری ها و قرآن به بغل ! وسیله ای برای بروز فتنه تباه کننده خوارج شدند. چه خوب گفته است که شاعر زبر دست درباره قاتلین امام حسین علیه السلام :
ای پسر دختر محمد صلی الله علیه واله (ای حسین ) سر بریده تو را که با خونش آغشته بود آوردند و آنان در موقع آوردن سر مبارک تو تکبیر می گفتند که تو کشته شده ای !! و جز این نیست که با قتل تو تکبیر (الله اکبر) و تهلیل (لااله الاالله ) را کشتند. »
۲) استخدام بهترین شعارها برای مردم آن جامعه
مثلا اگر فقر مادی در آن جامعه حکمفرماست شعار ثروت قارون برای همه را سرمی دهند. اگر خفقان و اسارت و زنجیر جبر جامعه ای را در خود فرو برده است قطعا شعارش آزادی مطلق است که ادعای آزادی جان استوارت میل و اگزیستانسیالیسم سارتر یاسپرس و هایدگر در برابرش نه تنها رنگ باخته هستند بلکه اصلا رنگی ندارند. اگر نژاد پرستی هدف افراد و گروههای یک جامعه باشد شعار نژاد پرستی مانند « نژاد آلمان فوق همه » را سر خواهند داد!
به هر حال فتنه گران ماهر پیش از آن که مقتضای جو جامعه را بشناسند به هیچ کاری اقدام نمی کنند. وقتی که جو جامعه را شناختند می فهمند که تقاضای اصلی و تقاضای فرعی جامعه چیست تا کالای خود را برای عرضه به آن جامعه با تقاضای موجود تنظیم کنند.
۳) اگر فتنه گران مردم ژرف نگر و مطلع بوده باشند تا آن جا که می توانند از اصول عالیه انسانی و ارزش های او دم می زنند و چنان فریاد واعدلا و احقا وا آزادیا واپیشرفتا و به طور کلی چنان فریاد وا انسانا می زنند که حتی بعضی از انسان های دانشمند و آگاه و خردمند را هم می توانند به اشتباه بیندازند.
۴) موقعیت گذشته جامعه اصول حقوقی سیاسی اجتماعی علمی هنری و جهان بینی حاکم در آن را چنان بی امان و مطلق می کوبند و چنان در آن کوبیدن قیافه حق به جانب از خودنشان میدهند که ساده لوحان را وادار میکنند که حتی درباره بدیهی ترین اصول و قوانین طبیعی و قراردادی دوران گذشته به تردید بیفتند...
۵) ایجاد اراده و حرکت از هر راه و یا هر وسیله ای که ممکن است . اگرچه هدف منظور ارزش سپری کردن یک صدم آن راه و قربانی کردن وسیله را نداشته باشد.
مسلم است که این امور پنجگانه برای اغلب مردم که از نگرش های عمیق و همه جانبه محروم اند همه امور جامعه را از تفکرات اصلی گرفته تا تخیلات و از عالی ترین ارزش ها گرفته تا عادی ترین پدیده ها مورد سئوال قرار داده در ابهام فرو می برد.
اصل دوم) فتنه در هنگام پایان یافتن و رویگردان شدن بیدار می کند. برای توضیح این اصل مجبوریم دو نوع فتنه را به طور مختصر توضیح دهیم :
ـ فتنه های گذرا.
ـ فتنه هایی که در جامعه رسوب می کنند و عناصر و اصول خود را به عنوان مکتب و عقیده بر جامعه تحمیل می کنند به طوری که تدریجا همه فرهنگ جامعه را فرا می گیرند.
دو نوع فتنه مزبور مشترکاتی دارند و تمایزاتی .
▪ مشترکات دو نوع فتنه
الف) امور پنج گانه ای که در تفسیر اصل اول متذکر شدیم .
ب) انقسام مردم در برابر فتنه ها به گروه های مختلف :
۱) ساده لوحانی که مبنای زندگانی و اراده ها و تصمیمها و هدف گیری آنان براساس کشمش و غوره است (با یک کشمش گرمشان و با یک غوره سردشان میشود)
۲) مردمانی که تا حدودی از آگاهی های مفید در زندگی برخوردارند و یک کشمش و یک غوره نمی تواند وضع آنان را دگرگون کنند ولی باغی از کشمش و یا غوره می تواند در دگرگون کردن وضع آنان موثر بوده باشد.
۳) جمعی دیگر وجود دارند که بیدارتر و هشیارتر از آن اند که در بروز فتنه ها عناصر معرفتی و اختیاری شخصیت خود را ببازند. بلکه تا حدود زیادی می توانند به تحلیل و ترکیب قضایایی که فتنه با خود آورده است بپردازند. البته اینان در اقلیت اسف انگیزند هم چنان که نوابغ در اقلیت اسف انگیزند.
هر دو نوع فتنه پس از نزول یا استقرار برای آگاهان قابل شناخت و آموزنده هستند زیرا پس از آن که یک فتنه در معرض زوال قرار گرفته عوامل و انگیزه های به وجود آمدن خود را آشکار می کند. همچنین با شناخت چگونگی قطع علاقه مردم از آن چه که فتنه آن را مطلوب نشان می داد می توان حقیقت مطلوبیت آن را به خوبی ارزیابی کرد.
▪ تمایزات دو نوع فتنه
۱) فتنه های گذرا از آن جهت که به اصل و قانون ثابت مستند نیستند و فقط از حوادث و تحولات می توانند استفاده کنند دیر یا زود صحنه جامعه را ترک می کنند و در موقع ترک جامعه برای عده ای قابل توجه از مردم شناخته می شوند. در صورتی که فتنه های رسوبی از آن جهت که بامهارت کامل خود را وابسته اصل و قانون ثابت نشان می دهند لذا می توانند زمان هایی طولانی مغز و روان مردم جامعه را در اختیار خود بگیرند. بلکه چنان که در بالا اشاره کردیم ممکن است تدریجا به صورت فرهنگ ثابت جامعه درآیند.
۲) شناختن فتنه های گذرا برای مردمی که تا حدودی از خرد و آگاهی برخوردارند از شناختن فتنه های رسوبی آسان تر است . زیرا فتنه های رسوبی به جهت نمایش وابستگی به اصول و قوانین ثابت انسانی می توانند حتی هشیارترین انسان ها را مبهوت کنند.
به عنوان مثال خزیمه با آن خرد و تقوا نخست از پیکار با معاویه امتناع ورزید تا آن گاه که سپاهیان معاویه عماربن یاسر را شهید کردند و به یادش آمد که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله درباره او فرموده بود :
« ای عمار تو را گروهی ستمکار خواهد کشت . »
۳) فتنه های رسوبی که با گذشت زمان در جامعه رسوب می کنند و چه بسا که به صورت فرهنگ ثابت جامعه در می آیند ممکن است با بروز شخصیتهای بزرگ و با تقوا مورد تصفیه قرار بگیرند و امور مناسب و ناشایست آن ها از واقعیات و امور شایسته تفکیک شده و جامعه را از تصفیه مزبور برخوردار کنند. (منبع : در قلمرو معرفت مبحث فتنه )
فتنه گران ماهر پس از آن که فهمیدند تقاضای اصلی و تقاضای فرعی جامعه چیست کالای خود را برای عرضه به آن جامعه با تقاضای موجود تنظیم می کنند
فتنه گران چنان قیافه حق به جانب از خود نشان می دهند که ساده لوحان را وادار می کنند که حتی درباره بدیهی ترین اصول به تردید بیفتند
شناختن « فتنه های گذرا » برای مردمی که تا حدودی از خرد و آگاهی برخوردارند از شناختن « فتنه های رسوبی » آسان تر است زیرا فتنه های رسوبی به جهت نمایش وابستگی دروغین به اصول و قوانین ثابت انسانی می توانند حتی هشیارترین انسان ها را مبهوت کنند!
فتنه افراد بی بصیرت در جامعه اسلامی شدیدتر از فتنه دجال است
امام رضا(ع) با ذکر ویژگی مهم فتنهگران یعنی دوستی با دشمنان و دشمنی با دوستان، پرده از ترفند آنان برداشته و معیار تشخیص حق و باطل را در فضای شبههناک کنونی بیان فرمودهاند.
در کتاب وسائلالشیعة که توسط شیخ حرّ عاملی گردآوری شده و از زمان تألیف تاکنون مدار تحقیق و استنباط فقها در احکام شرعی بوده، روایتی از امام رضا علیهالسلام دربارهی "فتنه " آمده است که میفرمایند:
"إنّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنةً علی شیعتِنا من الدّجّال.فقلتُ: بماذا؟قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أولیائِنا. إنّه إذا کان کذلک، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ "*
"همانا از کسانی که مدعی مودت ما اهل بیت هستند،1 کسی هست که در فتنهگری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته میشود و مؤمن از منافق بازشناخته نمیشود. "
سیمای فتنهگران .
بر اساس این بیان حضرت، کسانی که مدعی مودت اهل بیت هستند، ممکن است فتنههایی بیافرینند که برای شیعیان واقعی، از فتنهی دجال در آخرالزمان- که از نشانههای نزدیکی ظهور حضرت حجت(عج) است- شدیدتر و دشوارتر باشند. بنابراین نمیتوان تنها با ظاهر اشخاص که خود را محب و طرفدار حق مینمایانند دل خوش کرد. بلکه باید رفتار و گفتار آنها را با معیار حق سنجید.
در ادامه دلیل بروز این فتنه، به دوستی گرفتن دشمنان و دشمنی با دوستان اهل بیت- یعنی ارکان دین و ایمان- بیان شده است. این مسئله به نوبهی خود، موجب اختلاط حق و باطل میشود و چهرهی حقیقت را به شبهه میآلاید تا جائیکه مؤمن را نمیتوان از منافق بازشناخت.
در واقع امام(ع) با ذکر ویژگی مهم فتنهگران یعنی دوستی با دشمنان و دشمنی با دوستان، پرده از ترفند آنان برداشته و معیار تشخیص حق و باطل را در فضای شبههناک بیان فرمودهاند. بر این اساس کارآمدترین شاخص در این باره، بصیرت در تمسک به دو اصل "ولایت دوستان و برائت از دشمنان " است که در آموزههای دینی، لازمهی ایمان شمرده شدهاند .
در جامعهی اسلامی هریک از شهروندان باید به خود نگاه کند تا گفتار و رفتار او دانسته و ندانسته بخشی از پازل دشمن را تکمیل نکند و جای دوست و دشمن عوض نشود. از این رو بیان ویژگی فتنهگران در کلام امام(ع) در واقع ارائهی درمان و راه علاج هم هست. نخبگانی که در تصمیمسازیها در جامعهی اسلامی مؤثر هستند و کردار آنها بر جهتگیری جامعه تأثیر میگذارد، باید مراقب نزدیک شدن به دشمنان باشند.
رهبر معظم انقلاب علاوه بر اینکه از سالها پیش بر اهمیت توجه به "واکنش دشمن " در برابر "کنش نخبگان " در جامعه تأکید کردهاند، در چند ماه اخیر نیز بر این نگاه راهبردی تأکید ویژهای داشتهاند:
"یک وقت مىبینید ما در داخل جدول و پازلهاى دشمن قرار میگیریم- در پازل، مجموعهاى را کنار هم میچینند، تا یک شکلى از تویش در بیاید- تا یکى از این اجزاء را ما تأمین بکنیم. خوب، این خیلى چیز بدى است؛ ما باید سعى کنیم که تأمینکنندهى اجزاء او نباشیم. مثل این جدول حروف متقاطع که وقتى کنار هم گذاشته میشود، یک کلمهاى از تویش در مىآید. دشمن یک جدولى این جورى درست کرده، براى اینکه یک حرفى از تویش در بیاورد؛ چند تا از این حروف را هم ما بگذاریم! این را باید مراقبت کرد؛ بحث سر این است؛ باید جدول دشمن را کامل نکنیم؛ پازل دشمن را کامل نکنیم؛ ببینیم دشمن چه کار دارد میکند و چه کار میخواهد بکند؛ اهداف و حضور واضح او را ببینیم .
ریشه فتنه .
امام رضا علیهالسلام ابتدا به ادعای مودت اهل بیت از سوی فتنهگران بدتر از دجال، اشاره میکنند. چون ظاهرسازی آنها- در حالی که در پشت پرده با دشمنان دوستی میکنند- حقایق را بر کسانی که ولایت نسبت به دوستان و برائت از دشمنان را معیار نمیگیرند، میپوشاند. در چنین شرایطی، فضای فتنه به وجود میآید و دیگر مؤمن از منافق تشخیص داده نمیشود؛ زیرا منافقان خود را مصلح دلسوز مینمایاند. "آن چیزى که مشکل را ایجاد میکند، همان فریب، همان غبارآلودگى فضا و همان چیزى است که در بیان امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام هست: و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث، فیمزجان؛ فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه .
بنابراین دوستی با دشمنان که مبنای آن اعتماد به دشمن است، یکی از علل بروز فتنه- یعنی غبارآلود شدن فضای اذهان عمومی- است. رهبر انقلاب در سخنان مهم که سالها پیش دربارهی تبیین طرح فروپاشی شوروی ایراد فرمودهاند، به خطای تاریخی گورباچف در اعتماد به دشمنان کشورش، اشاره میکنند و مسؤولان جمهوری اسلامی را نیز به عبرتگیری از آن فرامیخوانند.
در این شرایط راهکار برونرفت از فتنه، هوشیاری و بصیرت در تشخیص حق و باطل و گم نکردن معیارها در فضای آلودهی افکار عمومی است. بصیرت، غبارآلودگى فتنه را از بین میبرد اما اگر بصیرت نبود، ممکن است انسان حتی با نیت خوب، در راه بد قدم گذارد. اگر در جبههى جنگ راه را ندانیم و نقشهخوانى بلد نباشیم، ممکن است در محاصرهی دشمن قرار گیریم. در این شرایط تنها یک قطبنما میتواند به داد انسان برسد. در زندگىِ پیچیدهى اجتماعىِ امروز، میتوان نام این قطبنما را بصیرت گذاشت.
از سوی دیگر با توجه به متن روایت، یکی از راههای کسب بصیرت و از بین بردن زمینهی فتنه، اعتماد به دوستان و بدبینی نسبت به دشمنان و رفتار آنان است. رهبر انقلاب در اینباره میگویند: "امروز در مقابل نظام جمهورى اسلامى که فعلاً قلهى اسلامطلبى در دنیاى اسلام است، صفوفى قرار گرفتهاند؛ استکبار جهانى در قلب آن صفوف است؛ صهیونیسم در قلب آن صفوف است. اینها به طور صریح، دشمنان خونى اسلامند، پس دشمنان خونى جمهورى اسلامىاند. این شد یک معیار. اگر حرکتى کردیم، کارى کردیم که به نفع این دشمن انجام گرفت، باید بدانیم اگر غافلیم، هوشیار بشویم، بدانیم که داریم راه غلط میرویم. اگر حرکتى کردیم که دیدیم این دشمن را خشمگین میکند، بدانیم که راهمان راهِ درست است... آن چیزى که دشمن را خشمگین میکند، این همان خط درست است. آن چیزى که دشمن را مشعوف میکند، ذوقزده میکند، سعى میکند بر روى او هى تکیه کند؛ در تبلیغات، در سیاستورزى، این آن خط کج است؛ این همان زاویهدارى است .
منابع وماخذ
ميزان الحكمه،محمد محمدي ري شهري ،دار الحديث،چاپ دوم،1379 ه ش ،
ممع البحرين،فخر الدين صريحي،المكتبه المرتضويه،ج5،
اقرب الموارد،سعيد الخوري الشرتوني،مكتبه آيه الله مرعشي نجفي،قم،1403،ج2،
ميزان الحكمه،محمد محمدي ري شهري ،دار الحديث،چاپ دوم،1379 ه ش ،ج 9،
ر ك موج فتنه؛ از جنگ جمل تا جنگ نرم، احمدحسین شریفی، کانون اندیشه جوان
ميزان الحكمه،محمد محمدي ري شهري ،دار الحديث،چاپ دوم،1379 ه ش ،ج 9،
ميزان الحكمه،محمد محمدي ري شهري ،دار الحديث،چاپ دوم،1379 ه ش ،ج 9،
ممع البحرين،فخر الدين صريحي،المكتبه المرتضويه،ج5،
اقرب الموارد،سعيد الخوري الشرتوني،مكتبه آيه الله مرعشي نجفي،قم،1403،ج2،
[31] ميزان الحكمه،محمد محمدي ري شهري ،دار الحديث،چاپ دوم،1379 ه ش ،ج 9،
ر ك موج فتنه؛ از جنگ جمل تا جنگ نرم، احمدحسین شریفی، کانون اندیشه جوان
ميزان الحكمه،محمد محمدي ري شهري ،دار الحديث،چاپ دوم،1379 ه ش ،ج 9،
راز سختي ها و بلاها در زندگي،احمد لقماني،عطر سعادت،چاپ دوم،
بحار الانوار،علامه مجلسي،دار الكتب الاسلاميه،ج5
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا