یهودی، اسرائیلی، صهیونیست کدامیک؟

بارها ملاحظه شده بسیاری میان سه واژه یهود، صهیونیسم و اسرائیل و به تبع آن یهودی، اسرائیلی، صهیونیست تفاوتی قائل نمی شوند و هر سه این واژه ها را در یک معنا و مفهوم بکار می برند، درحالی که هر یک از این وارژه ها بار معنایی خاصی دارد و یک یهودی الزاما صهیونیست یا بالعکس و هم چنین یک اسرائیلی حتما یک صهیونیست نیست. به همین منظور این مقاله تلاش دارد، به بیان معنا و مفهوم هر یک از این واژه ها بپردازد و در ابتدا به قوم یهود و یهودیان خواهیم پرداخت تا ببینیم یهودی بر چه کسی اطلاق می شود:

یهودی به کسی می‌گویند که به آیین یهودیت معتقد است. بنابراین پیروان یهودیت چه کسانی که جدیدا به این آیین درآمده باشند و چه آنها که از نژاد یهود هستند، یهودی خطاب می‌شوند.

یِهود واژه‌ای عبری به معنای "ستوده" و صفتی اکتسابی است که بر ساکنان یهودیه اطلاق می شود و یهودیه قسمتی از سرزمین اسراییل است که سبط یا قبیله یهودا در آن زندگی می‌کردند، با این حال برخی معتقدند، در گذشته همه بنی اسرائیل نیز به این نام خوانده می شدند. در ایران، از عنوان "جهود" و"کلیمی" یعنی پیرو موسی نیز برای نامیدن یهودیان استفاده می‌شود.

ادامه نوشته

جواب های امام حسن (ع) به سوالات علی (ع) در« کتاب حلیه،حافظ ابو نعیم

1. استقامت و ر استی چیست ؟! بدی را به خوبی از بین بردن

2. باریک بینی بیجا ؟! خرده گیری در چیزهای بی ارزش-بخل از ما ل های بی مقدار

3. بخل ؟! تصور این که آ نچه دارد شرف و آ نچه ا نفا ق کرده

4. برادری ؟! برابری در سختی و گشاده دستی

5. پستی و لئیمی؟! خود را در یافتن و هم را فراموش کردن

ادامه نوشته

یازده تا قسم برای یک کار!



خداوند متعال در قرآن کریم بعضی جاها

فقط یک قسم خورده

مثل سوره مبارکه عصر که می فرماید:

والعصر إنّ الإنسان لفی خسر،

الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات،

و تواصَوا بالحقّ و تواصَوا بالصبر

بعضی جاها دو قسم خورده

مثل سوره مبارکه ضحی که می فرماید:

والضّحی، والیل اذا سجی، ما ودّعک ربّک و ما قلی،

و للآخرة خیر لک من الأولی

بعضی جاها سه قسم خورده

مثل سوره مبارکه عادیات که می فرماید:

والعادیات ضبحا، فالموریات قدحا، فالمغیرات صبحا

بعضی جاها چهار قسم خورده

مثل سوره مبارکه تین که می فرماید:

والتین و الزیتون، و طور سینین، و هذا البلد الأمین

بعضی جاها پنج قسم خورده

مانند سوره مبارکه فجر که می فرماید:

والفجر، ولیال عشر، والشفع والوتر، والّیل اذا یسر

امّا نکته قابل توجّه این است که:



ادامه نوشته

یک ذکر قشنگ برای افطار!

السلام علیک یا اباعبدالله!

روزه‏هاى حرام و مكروه.

 

1739 روزه عيد فطر و قربان حرام است، و نيز روزى را كه انسان نمى‏داند آخر شعبان است‏يا اول رمضان، اگر به نيت اول رمضان روزه بگيرد، حرام مى‏باشد.

1740اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبى حق شوهرش از بين برود، و همچنين اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگيرى كند، بنابر احتياط واجب بايد خوددارى كند.

ادامه نوشته

كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست

 

1725 كسى كه به واسطه پيرى نمى‏تواند روزه بگيرد، يا براى او مشقت دارد،روزه بر او واجب نيست، ولى در صورت دوم بايد براى هر روز يك مد كه تقريبا ده سير است گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.

1726كسى كه به واسطه پيرى روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد، بنابر احتياط واجب بايد قضاى روزهايى را كه نگرفته بجا آورد.

ادامه نوشته

احكام روزه مسافر

 

1714 مسافرى كه بايد نمازهاى چهار ركعتى را در سفر دو ركعت‏بخواند،نبايد روزه بگيرد. و مسافرى كه نمازش را تمام مى‏خواند، مثل كسى كه شغلش مسافرت، يا سفر او سفر معصيت است، بايد در سفر روزه بگيرد.

1715مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد، ولى اگر براى فرار از روزه باشد،مكروه است.

ادامه نوشته

احكام روزه قضا

 

1694 اگر ديوانه عاقل شود، واجب نيست روزه‏هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد.

1695اگر كافر مسلمان شود، واجب نيست روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد، ولى اگر مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.

1696 روزه‏اى كه از انسان به واسطه مستى فوت شده بايد قضا نمايد، اگرچه چيزى را كه به واسطه آن مست‏شده براى معالجه خورده باشد، بلكه اگر نيت روزه كرده و مست‏شده و در حال مستى روزه را ادامه داده تا از مستى خارج شده باشد، بنا بر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام كند و بعدا قضا نمايد.

ادامه نوشته

اولین ترانه خوان

آیا می دانید اولین کسی که تغنّی کرد که بود؟

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اول کسی که تغنّی(ترانه خوانی) کرد شــیطان بود. هنگامی که حضرت آدم علیه السلام از شجره منهیّه (درختی که خدا آدم را از او نهی کرده بود) خورد. شیطان (ازخوشحالی) تغنّی کرد.

وقتی شیطان از بهشت رانده شد، گفت: خدایا! چون مرا راندی اینک برای من منزلی مقررفرما، خطاب رسید بازارها منزل توست.گفت: طعام من چیست؟ فرمود: هر چیزی که اسم من برآن آورده نشود. گفت: شرابی می خواهم، فرمود: هرمست کننده ای... گفت: موذن من چیست؟ فرمود: صداهای ساز و کرنا... گفت: صیدی برایم قراربده، فرمود: زنان صید توهستند.

آرامش دروغین ؛

آرامش دروغین ؛ مهم ترین تحفه عرفان های نوظهور

 

یکی از علل گرایش جوانان شهرهای بزرگ به معنویت های نوظهور را می توان در ساختار اجتماعی و اقتصادی نا همگون و روان پریش این جوامع جستجو کرد.

معنویت های نوظهور با رشد جوامع صنعتی در غرب مورد استقبال قرار گرفتند و همپای صنعتی شدن سایر کشور ها و دوری از معنویت های ناب دینی به این جوامع وارد شدند.

بیشتر مکاتب عرفانی نوظهور که امروزه در ایران فعال هستند دارای دو بعد شرقی و غربی در کنار هم هستند .

مشخصه عمده این فرقه های نوظهور ادعای آرامش بخشی به انسان های آسیب دیده از مناسبات خشک و صرفا جوامع صنعتی است.

آرامش حاصل از عرفان های ساختگی البته آرامشی موقت و بدون پشتوانه است که به وسایل مختلفی از جمله ترویج انزوا و جدایی از اجتماع ، برخی روش های روان شناسی و جامعه شناسی و در برخی از موارد با تشویق به استفاده از مواد مخدر و روان گردان یا امور جنسی انجام می گیرد.

آموزه های عرفان ناب اسلامی دقیقا بر خلاف این مکاتب خود ساخته ، بر توجه به اجتماع و لزوم تلاش برای رفع مشکلات برادران دینی تاکید دارد.

در عرفان اسلامی ، هدف تقرب به ذات خدا و جلب رضایت اوست نه دستیابی به آرامش روان یا برخی کشف و کرامات اما در معنویت های نوظهور هدف عبارتست از دستیابی به آرامش و برای رسیدن به این هدف نیز از هر ابزاری می توان بهره برد.