اولين زن شهيد مقاومت خرمشهر
|
... تاري چشمهايش نميگذارد او را بشناسد؛ فقط ميداند كه آشنا است.او مي گويد :«اين قرص را بخوريد.پل كه امن شد، مي برندتان دزفول.»كجا بروم؟پسرهايم اينجا هستند.خانه ام اين جاست.چهل سال زندگي ام اين جاست. |
|
... تاري چشمهايش نميگذارد او را بشناسد؛ فقط ميداند كه آشنا است.او مي گويد :«اين قرص را بخوريد.پل كه امن شد، مي برندتان دزفول.»كجا بروم؟پسرهايم اينجا هستند.خانه ام اين جاست.چهل سال زندگي ام اين جاست. |