داستان زندگی ما
به خاطر سالهای همکاری. نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد. اگر او میدانست در این خانه ساکن میشود مصالح بهتری برای ساخت خانه به کار میبرد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت ان به کار می برد.
این داستان زندگی ماست
ما زندگی مان را میسازیم ، هر روز میگذرد گاهی ما کمترین توجهی به انچه که میسازیم نداریم. در اثر یک شوک و اتفاق غیر مترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.
شما نجار زندگی خود هستید و روزها چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشوند. یک تخته در ان جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود. مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود میسازید ،باشید.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 13:7 توسط sadegh
|
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا