به بهانه هفته دولت
1 ـ مي فرمايند : بدان كه راه رسيدن به نيك نامي خدمت به مردم است . ( همة ما خلايق كشته مردم نيك نامي هستيم . ( متأسفانه ) وقتي مردم ببينند تو خالص به مردم خدمت مي كني ، ولو دينت هم با مردم فرق داشته باشه ، مردم دوستت خواهند داشت . همه ما اديسون و گراهامبل و لويي پاستور و . . . رو دوست داريم ، يكي يهودي هست ، يكي مسيحي هست ، يكي مال اون ور دنيا ، يكي مال آمريكا ، يكي انگليس ، ولي ما همه اينها رو دوست داريم . چرا ؟ چون به ما خدمت كردند . خدمت به مردم راه نيك ناميست . انساني كه به مردم خدمت مي كنه اين خدمت ، او رو نيك نام مي كنه . با چيزهاي ديگه ، مثل اينكه براي خودت فضائل درست كني دليل نمي شه كه مردم دوستت داشته باشند ، مردم اگر ببينند يكي واقعاً براشون خوب كار مي كنه ولو يك نانوا باشه ، او رو دوست مي دارند .
مي گه : آقا اين نانوا خيلي آدم خوبيه . چرا ؟ مي گه : نون خوب دست من مي ده ، هرگونه خدمت رساني به مردم باعث نيك نامي مي شه . حتي اگر انگيزه ات اين باشه كه نيك نام بشي . كه اين ديگه جزء فرامين شيعه نيست . ما مي گيم اگر انگيزه تو فقط نيك نامي هم باشه ، نيك نام مي شي . اما اگر اين خدمت رو براي مردم به خاطر مردم كه مخلوقات خدا هستند انجام بدي ، ” فَبِهَا المراد ” اونجا ديگه خداوند تبارك و تعالي تو رو نيك نام مي كنه .
يه جمله براي اينكه خيال همه تون راحت بشه بگم : تو هر بحثي اين جمله رو با يه مدل به شما گفتم : اگر زمين و آسمان دست به دست هم بدهند تو رو يك سانتيمتر بالا ببرند و خدا نخواد ، نمي تونند و اگر زمين و آسمان دست به دست هم بدهند تو رو يك سانتيمتر پائين بيارند ، و خدا نخواد باز هم نمي تونند . خيالت راحت باشه ! و خداوند براي اينكه تو رو بالا ببره ، پائين نياره ، يك سري ابزارهايي قائل شده كه اگر اين ابزارها رو بهش توسل جستي ، بالا مي ري وگرنه هر ابزار ديگه اي كه فكر كني نمي تونه تو رو بالا ببره . هر ابزاري كه فكر كني ! اگر فكر كردي قيافه ات مي تونه تو رو بالا ببره ، اشتباه كردي . اگر فكر مي كني عملت مي تونه تو رو بالا ببره ، اشتباه كردي . اگر فكر مي كني پول قادر هست كه تو رو بالا ببره ، اشتباه كردي . هيچ كدوم از اينها نيست . فقط و فقط اون چيزي كه مي تونه تو رو بالا ببره خداست و اون چيزي كه مي تونه تو رو پائين بياره خداست . لذا اگر يه وقتي فقط و فقط براي خدا و مردم خدمت كردي بدون خوب بالا مي ري ، و اينجور جاها هم خوشبختانه يه سري تبعات نوع اول رو هم نخواهد داشت ، تبعات نوع اول چيه ؟ به مردم خدمت كردن ، بعضي وقتها عكس العمل نداره ، يعني دستت رو تا آرنج عسل مي كني ، تو دهن مردم مي كني گازت مي گيرند . ممكنه اينطوري بشه ، اينجا كسي كه براي مردم داره خدمت مي كنه و براي حرف مردم مي سوزه ، اما اون كسي كه براي خداوند داره كار مي كنه عشق مي كنه ، مي گه خُب الحمدلله حساب كتابمون افتاده با خدا .
يكي از دوستان مداح تهران تعريف مي كرد مي گفت : يكي از مداحان اهل بيت (س) كه زماني خيلي برو و بيا داشت ، تو جيبش پر از بليط هواپيما براي اين شهر و اون شهر ، و چندين دعوت نامه بود ، يه زماني تو بيمارستان بستري شد و حال خيلي عجيبي داشت ، داشت مي مرد ، مي گفت من رفتم عيادتش ، بعد كه عيادت تموم شد مي خواستم بيام ، من رو صدا زد ، گفت : فلاني ! بيا اينجا ، گفت :يه زماني تمام كشور مي گفتن : حاج فلاني ، جيبهام پر از بليط هواپيما بود ، و كلي برو بيا داشتم . الان دو ماه تو بستر افتادم هفته اول احوالپرسي كردن ، هفته دوم زنگ زدن ، اما بعد از دو سه هفته ، يه نفر به من نگفته تو زنده اي يا مردي ؟ از دل برود هرآنچه از ديده رود ! مي گفت يه جمله ديگه هم گفت كه هميشه من اين جمله مدنظرم هست . مي گفت : فلاني ! داري مي خوني ، براي خدا بخون ! كه اگر مثل من اينجور تو بستر افتادي نسوزي ! نگي : آقا ! براي كي خوندم ؟ كجا هستن ؟
خيلي از اينهايي كه جبهه رفتن ، وحتي جانباز شدن ، بعد از جنگ يكي از دلايلي كه رها شدند ، براي اين بود كه گفتند : آقا ! ما براي كي رفتيم خودمون رو كشتيم ؟ مگه يادت نيست براي كي رفته بودي ؟! خيلي از اينها كه توقعاتي از مردم دارند به خاطر اينه كه به مردم خدماتي دادند بايد تو خدمت دادن هاشون يه كمي فكر كنند واقعاً اگر خدا مد نظر باشه ، چرا از مردم توقع داري ؟ امام (ره) از راه كه مي يومد گفت : من يه طلبه اي بيشتر نيستم ، شلوغش نكنيد ! چه توقعي داري ؟ منظورم توقعاتِ ماديه . يه وقتي امام (ره) ناراحت مي شه يكسال با ما صحبت نمي كنه بعد هم جام زهر رو مي خوره ، از دنيا مي ره ، مي دونيد از بعد از قبول قطع نامه امام (ره) با ما حرف نزد ؟ تا لحظه اي كه از دنيا رفت چرا ؟ چون توقعات معنوي از ما داشت ، كه برآورده نكرديم . اينجا بله امام (ره) ناراحت مي شه ، امام معصوم (ع) هم ناراحت مي شه ، اميرالمؤمنين (ع) هم ناراحت مي شه ، به اطرافيانش توهين مي كنه ، مي گه : يا اَشْباه الرّجال ! شماها اسمتون مرد هست ، مرد نيستيد ! چرا ؟ چون توقعات معنوي ولي رو برآورده نكردند .
يه وقت به دنبال توقعات مادي نباشي ، خودت مدنظري نباشي . مي گه : آقا ! احوال من رو نمي پرسند ! مگر تو براي احوال پرسي مردم اينقدر سنگ خدا رو به سينه مي زدي ؟ تو مگه تو مملكت امام زمان (عج) كار نمي كني ؟ مگه خبر نداري كه تك تك ، ثانيه به ثانيه وقت هايي كه براي كار در اين مملكت مي ذاري حساب مي شه ؟ پس دنبال چي هستي ؟ مگه تو داري براي خارج از كشور كار مي كني ؟ تو مملكت بي دين مگه داري كار مي كني ؟ اين نكته اول .
نكته دوم : اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند : ” مردم رو آدم حساب كنيد ! اگر مي خواي با مردم مشورت كني ، مشورتت واقعي باشه . ” نه براي اينكه بگن فلاني اهل شور هست ، تصميماتت رو قبلاً نگرفته باشي . بعضي از ما تصميم هامون رو مي گيريم ، بعد مي گيم نظر شما چيه ؟ مراقب باشيم ! مردم احساس نكنند كه محلي از اعراب ندارند . مردم ما به اين نياز دارند كه كسي باورشون كنه .
ممكنه من امروز حرف كاملاً حقي رو بزنم اما چون تو رو آدم حساب نكردم ، با اين كه مي دوني ناحق داري مي گي پامي شي ، مي گي : ” نه ! ” چرا ؟ براي اينكه خودت رو نشون بدي ، كه بابا من هرچي گفتم : ” آره ! ” تو من رو آدم حساب نكردي ، بزار بگم : ” نه ” ، تا اينكه توي اين نه من رو ببيني ، من وجود دارم ، من جزء اين مملكتم !
خيلي از نه هايي كه مردم ما مي گن واقعاً حق دارند ، براي اينكه اصلاً آدم حسابشون نكرديم . اين خيلي از كارهايي كه داره انجام مي ده اصلاً اعتقادي بهش نداره . اگر يه كسي بهش بها مي داد ، تو همين مسيرِ تو ، كار انجام مي داد . داره اين كارها رو انجام مي ده . براي اينكه ببينندش .
شكل افراطيش رو حتماً ديديد . يارو مثلاً 20 تا آدم كشته ، روزنامه رو دست گرفته عشق مي كنه ، گفتند چي شده ؟ گفت : عكسم صفحه اول روزنامه هست ، گفت : مرد حسابي اين چه جور مطرح كردن هست ؟ گفت : هيچ كس محل ما نذاشت !
خيلي از قاتل ها و جاني هايي كه تو زندانها هستند مي دونيد عقده حقارت اونها رو به چنين جايي كشونده ؟ مي خواد بگه : من هستم ، من مي كشم ، من رو ببينيد ! خُب قبل از اينكه بكشه ، قبل از اينكه تو فساد بالاتر بره ، تو بهش يه محلي از اعراب نشون بده ، نشون بده كه برات اين شخصيت مهمه . و اگر اين اهميت رو بهش بدي ( كه هيچ ايرادي هم نداره ) خودش رو باور مي كنه ، اون وقت مي بيني كه هيچ مشكلي با تو نداره ، مشكلش با مرام تو هست ، مشكلات مملكت ما مشكلات شخصي نيست .مشكلات مرامي هست . خيلي ازخوب هاي ما مرام ندارند . نمي دونند چگونه خوبي خودشون رو نشون بدن و خيلي از بدهاي ما باز مرام ندارند ، چون نمي دونند كه چگونه بايد خودشون رو نشون بدن ، اين هم بلد نيست كه چكار بايد بكنه .
لذا در بحثهاي فساد حتماً ديديد : اونهايي كه برنامه ريزي مي كنند ، روي همين نقطه ضعف مردم ما دست مي ذارن ، مي بينه هيچ كس اين رو آدم حساب نكرده ، مي ياد بهش مي گه : تو مي دوني كي هستي ؟ تو جزء فلان گروهي ، بيا آقا ! جمع بشيد ، همه اينجوري لباس بپوشيد ، همه اينجوري آرايش كنيد ، اين فرد هم خيلي خوشش مي ياد . براي چي ؟ براي اينكه تا ديروز هيچ كسي نمي ديدش ، اما امروز همه اين رو مي بينند ، مي گن : نگاه ! اينجوريه ! خودش هم مي گه : اشكالي نداره ، من رو ببينند بگن بده ، از اينكه من رو نمي بينند متنفرم ! از اينكه من رو آدم حساب نمي كنند دارم ديوونه مي شم . مي خوام چاقو بكشم ، اربده بكشم ، تا يكي من رو ببينه !
مسؤولين مملكت ، خادمهاي به مردم بايد مراقب باشند . مردم رو ببينند ، حساب كنند ، اگر خودشون رو عقل كل و عقل برتر بگيرند و مردم رو عوام فرض كنند ، اين مردم به اين عقل برتر با اينكه مي دونند راست مي گه ، باز هم ” نه ” خواهند گفت . مي گه چرا ؟ عقل برتري ؟ تو عملت نشون بده ، بزار به تو نزديك بشه ، ببينه مي تونه از تو استفاده كنه ، خودش قبول كنه كه تو عقل برتري . چرا داد مي زني ؟ چرا به همه مي گي : همه عوام هستند من يكي خواصم . همه غير خودي هستن ، من يكي عالي ! چرا اينجوري مي گي ؟ مراقب باش !
پس اين رو اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند ، مال من نيست ، مي گه : آقا مشورت مي خواي با مردم كني ، مشورتشون رو جدي بگيريد ، اينكه امام (ره) مي فرمايند : ملاك رأي و نظر مردم است ،به اين نكته دارند اشاره مي كنند .
در برخورد با مردم انصاف داشته باش ، انصاف به چه معنا ؟ به اين معنا كه وقتي كه مردم رو مي بيني ، اينها رو در جاي خودشون ببين . آقا امروز يه بقال مي ياد ، فردا يه قصاب ، پس فردا يه دانشجو ، يه فوق ليسانس ، روز بعدش يه استاد دانشگاه ، يه روز يه نظامي ، يه روز يه روحاني ، يه ورزشكار ، هر روي يه كسي مي ياد ، اينها همه مردم تو هستند ، اگر قرار باشه كه تو فقط و فقط براي يك طيفي از مردم برنامه ريزي كني و حرفي براي گفتن داشته باشي اين ايراد پيش مي ياد ، براي اينكه براتون جا بيفته ، من مثالش رو مي زنم : اين محيط كانون يه محيط عمومي هست ، اگه قرار باشه من براي يه عده خواص برنامه ريزي كنيم يه عده عمومي سيراب نمي شن ، يعني چي ؟ چه جوري شد ؟ ما اصلاً آدم حسابمون نمي كنند ؟ مثلاً براي سينه زدن ما ساليان سال از وقتي كه بچه بوديم ، پيرهن ها رو در مي آورديم ، اما وقتي مي بينيم عموم مردم مي گن : چه خبره اينجا ؟ ما اينجور راحت نيستيم ، نمي شه حالا پيرهن رو در نياورد ؟ خُب بذار راحت باشه ، پيرهن رو در نمي ياريم ، واجب هم كه نيست .
يعني اگر يه روز خواستي برنامه ريزي كني خودت رو نبين ، مردم رو ببين ، تو ممكنه خيلي راحت بتوني با خيلي چيزها كنار بياي ، اما اوني كه فرهنگ نداره و تو براش فرهنگ سازي هم نكردي ، جلسه قبل گفتم بايد يه برنامه اخلاقي براي هر يك از اصناف تهيه شده باشه ، ( اخلاق كاسب ، اخلاق دانشجو ، اخلاق طلافروش و . . . ) زياد خرجي هم نداره ، يه انتخابات شوراها 10 برابر اين خرج شده چقدر مگه خرج مي شه ؟ تو همين شيراز مگه چقدر خرجش مي شه ؟ يه نهادي برداره اخلاق و تدين در هر صنف رو تو يه بروشوري بزنه . اول ماه مجاني تو برگه هاي A4 بده دست مردم ، چه كسي همچين كاري كرده ؟ تو كه فرهنگ سازي نكردي چرا توقعت بالاست ؟
چند روز پيش يه مصاحبه اي رو مي خوندم با يه دختر جواني در يكي از مجلات . كه اين دختر جوان رو همه مي شناسيد ، اسم نمي برم از مشهورين مملكت ، فرزند يكي از مشهورترين افراد اين مملكت ، يه حرفهايي زده بود كه اين حرفها رو هر كي بخونه مي گه : اين رو نگاه كن ! چه چرت و پرت هايي گفته ؟ اما من خيلي عادي با خودم فكر كردم مثلاً تو همين كانون خودمون اگر تمام خواهرهاي ما از اين جلو هستند ، و اينهايي كه اين داره مي گه رو اگه بشنوند ، به اين طرز تفكر مي خندند . براي اينكه براي اينها فرهنگ سازي شده ، و ببين مملكت ما داره كجا مي ره كه فرزند يكي از مشهورترين افراد اين مملكت هنوز براش فرهنگ سازي نشده كه چهارشنبه سوري رو بالاترين تفريح خودش مي دونه ! ( از رو آتيش پريدن رو ! ) چرا فرهنگ سازي نشده ؟ پس شما چكار مي كرديد ؟! براي كي داريد كار مي كنيد ؟ براي دانش آموز ؟ مي گيم : چرا تو آموزش و پرورش ، پرورش نمي كنند ؟ تو بيوت خودتون داريد چكار مي كنيد ؟ اگر شما سؤال و جوابها رو مي ديديد تعجب مي كرديد . اينقدر سطح پائين ؟! گويا با يك بچه سوم دبستاني صبحت شده ، كه اگر بگم سوم دبستان ، به سوم دبستاني ها جفا كردم ، همين كاروان خودمون يه پنجم دبستاني اومد دو سه تا جمله به من گفت ، ديدم چقدر اين بچه معرفتش بالاست .
شما براي اون جوون تو خونه تون فرهنگ سازي نكرديد ، براي مملكت هم اول بايد فرهنگ سازي كنيد ، بعد توقع داشته باشيد . فرهنگ سازي روي اون طرف كردن صبح تا شب دارن فرهنگ مي سازند ، دائماً دارن تو گوش جوون هاي ما مي خونن باابزارهاي مختلف . اما تو چكار كردي ؟ فرهنگ سازي كردي ؟ چي گفتي ؟ دو تا كلمة فطري حرف زدي فقط چماق تكفير رو بالا گرفتي كه : آقا ! نسل قديم يادش بخير ، جديدها ، مرخص ! بيا نسل جديد رو ببين ، ببين چه خبره ؟ كي ميگه مرخص ؟! به گرد پاشون هم نمي رسيد . اين جوري نيست . بافت جامعه انساني ما (نه فقط ايران ) فطريست و فطرت ميل به خوبيها داره . تو نتونستي خوب جا بندازي . بيا فرهنگ سازي كن .. من كه نمي تونم براي همه مملكت فرهنگ سازي كنم . همين قدر كه از دستم برمي ياد كار مي كنم . با همين ابزارهايي كه داريم .
مي گه : آقا اين نانوا خيلي آدم خوبيه . چرا ؟ مي گه : نون خوب دست من مي ده ، هرگونه خدمت رساني به مردم باعث نيك نامي مي شه . حتي اگر انگيزه ات اين باشه كه نيك نام بشي . كه اين ديگه جزء فرامين شيعه نيست . ما مي گيم اگر انگيزه تو فقط نيك نامي هم باشه ، نيك نام مي شي . اما اگر اين خدمت رو براي مردم به خاطر مردم كه مخلوقات خدا هستند انجام بدي ، ” فَبِهَا المراد ” اونجا ديگه خداوند تبارك و تعالي تو رو نيك نام مي كنه .
يه جمله براي اينكه خيال همه تون راحت بشه بگم : تو هر بحثي اين جمله رو با يه مدل به شما گفتم : اگر زمين و آسمان دست به دست هم بدهند تو رو يك سانتيمتر بالا ببرند و خدا نخواد ، نمي تونند و اگر زمين و آسمان دست به دست هم بدهند تو رو يك سانتيمتر پائين بيارند ، و خدا نخواد باز هم نمي تونند . خيالت راحت باشه ! و خداوند براي اينكه تو رو بالا ببره ، پائين نياره ، يك سري ابزارهايي قائل شده كه اگر اين ابزارها رو بهش توسل جستي ، بالا مي ري وگرنه هر ابزار ديگه اي كه فكر كني نمي تونه تو رو بالا ببره . هر ابزاري كه فكر كني ! اگر فكر كردي قيافه ات مي تونه تو رو بالا ببره ، اشتباه كردي . اگر فكر مي كني عملت مي تونه تو رو بالا ببره ، اشتباه كردي . اگر فكر مي كني پول قادر هست كه تو رو بالا ببره ، اشتباه كردي . هيچ كدوم از اينها نيست . فقط و فقط اون چيزي كه مي تونه تو رو بالا ببره خداست و اون چيزي كه مي تونه تو رو پائين بياره خداست . لذا اگر يه وقتي فقط و فقط براي خدا و مردم خدمت كردي بدون خوب بالا مي ري ، و اينجور جاها هم خوشبختانه يه سري تبعات نوع اول رو هم نخواهد داشت ، تبعات نوع اول چيه ؟ به مردم خدمت كردن ، بعضي وقتها عكس العمل نداره ، يعني دستت رو تا آرنج عسل مي كني ، تو دهن مردم مي كني گازت مي گيرند . ممكنه اينطوري بشه ، اينجا كسي كه براي مردم داره خدمت مي كنه و براي حرف مردم مي سوزه ، اما اون كسي كه براي خداوند داره كار مي كنه عشق مي كنه ، مي گه خُب الحمدلله حساب كتابمون افتاده با خدا .
يكي از دوستان مداح تهران تعريف مي كرد مي گفت : يكي از مداحان اهل بيت (س) كه زماني خيلي برو و بيا داشت ، تو جيبش پر از بليط هواپيما براي اين شهر و اون شهر ، و چندين دعوت نامه بود ، يه زماني تو بيمارستان بستري شد و حال خيلي عجيبي داشت ، داشت مي مرد ، مي گفت من رفتم عيادتش ، بعد كه عيادت تموم شد مي خواستم بيام ، من رو صدا زد ، گفت : فلاني ! بيا اينجا ، گفت :يه زماني تمام كشور مي گفتن : حاج فلاني ، جيبهام پر از بليط هواپيما بود ، و كلي برو بيا داشتم . الان دو ماه تو بستر افتادم هفته اول احوالپرسي كردن ، هفته دوم زنگ زدن ، اما بعد از دو سه هفته ، يه نفر به من نگفته تو زنده اي يا مردي ؟ از دل برود هرآنچه از ديده رود ! مي گفت يه جمله ديگه هم گفت كه هميشه من اين جمله مدنظرم هست . مي گفت : فلاني ! داري مي خوني ، براي خدا بخون ! كه اگر مثل من اينجور تو بستر افتادي نسوزي ! نگي : آقا ! براي كي خوندم ؟ كجا هستن ؟
خيلي از اينهايي كه جبهه رفتن ، وحتي جانباز شدن ، بعد از جنگ يكي از دلايلي كه رها شدند ، براي اين بود كه گفتند : آقا ! ما براي كي رفتيم خودمون رو كشتيم ؟ مگه يادت نيست براي كي رفته بودي ؟! خيلي از اينها كه توقعاتي از مردم دارند به خاطر اينه كه به مردم خدماتي دادند بايد تو خدمت دادن هاشون يه كمي فكر كنند واقعاً اگر خدا مد نظر باشه ، چرا از مردم توقع داري ؟ امام (ره) از راه كه مي يومد گفت : من يه طلبه اي بيشتر نيستم ، شلوغش نكنيد ! چه توقعي داري ؟ منظورم توقعاتِ ماديه . يه وقتي امام (ره) ناراحت مي شه يكسال با ما صحبت نمي كنه بعد هم جام زهر رو مي خوره ، از دنيا مي ره ، مي دونيد از بعد از قبول قطع نامه امام (ره) با ما حرف نزد ؟ تا لحظه اي كه از دنيا رفت چرا ؟ چون توقعات معنوي از ما داشت ، كه برآورده نكرديم . اينجا بله امام (ره) ناراحت مي شه ، امام معصوم (ع) هم ناراحت مي شه ، اميرالمؤمنين (ع) هم ناراحت مي شه ، به اطرافيانش توهين مي كنه ، مي گه : يا اَشْباه الرّجال ! شماها اسمتون مرد هست ، مرد نيستيد ! چرا ؟ چون توقعات معنوي ولي رو برآورده نكردند .
يه وقت به دنبال توقعات مادي نباشي ، خودت مدنظري نباشي . مي گه : آقا ! احوال من رو نمي پرسند ! مگر تو براي احوال پرسي مردم اينقدر سنگ خدا رو به سينه مي زدي ؟ تو مگه تو مملكت امام زمان (عج) كار نمي كني ؟ مگه خبر نداري كه تك تك ، ثانيه به ثانيه وقت هايي كه براي كار در اين مملكت مي ذاري حساب مي شه ؟ پس دنبال چي هستي ؟ مگه تو داري براي خارج از كشور كار مي كني ؟ تو مملكت بي دين مگه داري كار مي كني ؟ اين نكته اول .
نكته دوم : اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند : ” مردم رو آدم حساب كنيد ! اگر مي خواي با مردم مشورت كني ، مشورتت واقعي باشه . ” نه براي اينكه بگن فلاني اهل شور هست ، تصميماتت رو قبلاً نگرفته باشي . بعضي از ما تصميم هامون رو مي گيريم ، بعد مي گيم نظر شما چيه ؟ مراقب باشيم ! مردم احساس نكنند كه محلي از اعراب ندارند . مردم ما به اين نياز دارند كه كسي باورشون كنه .
ممكنه من امروز حرف كاملاً حقي رو بزنم اما چون تو رو آدم حساب نكردم ، با اين كه مي دوني ناحق داري مي گي پامي شي ، مي گي : ” نه ! ” چرا ؟ براي اينكه خودت رو نشون بدي ، كه بابا من هرچي گفتم : ” آره ! ” تو من رو آدم حساب نكردي ، بزار بگم : ” نه ” ، تا اينكه توي اين نه من رو ببيني ، من وجود دارم ، من جزء اين مملكتم !
خيلي از نه هايي كه مردم ما مي گن واقعاً حق دارند ، براي اينكه اصلاً آدم حسابشون نكرديم . اين خيلي از كارهايي كه داره انجام مي ده اصلاً اعتقادي بهش نداره . اگر يه كسي بهش بها مي داد ، تو همين مسيرِ تو ، كار انجام مي داد . داره اين كارها رو انجام مي ده . براي اينكه ببينندش .
شكل افراطيش رو حتماً ديديد . يارو مثلاً 20 تا آدم كشته ، روزنامه رو دست گرفته عشق مي كنه ، گفتند چي شده ؟ گفت : عكسم صفحه اول روزنامه هست ، گفت : مرد حسابي اين چه جور مطرح كردن هست ؟ گفت : هيچ كس محل ما نذاشت !
خيلي از قاتل ها و جاني هايي كه تو زندانها هستند مي دونيد عقده حقارت اونها رو به چنين جايي كشونده ؟ مي خواد بگه : من هستم ، من مي كشم ، من رو ببينيد ! خُب قبل از اينكه بكشه ، قبل از اينكه تو فساد بالاتر بره ، تو بهش يه محلي از اعراب نشون بده ، نشون بده كه برات اين شخصيت مهمه . و اگر اين اهميت رو بهش بدي ( كه هيچ ايرادي هم نداره ) خودش رو باور مي كنه ، اون وقت مي بيني كه هيچ مشكلي با تو نداره ، مشكلش با مرام تو هست ، مشكلات مملكت ما مشكلات شخصي نيست .مشكلات مرامي هست . خيلي ازخوب هاي ما مرام ندارند . نمي دونند چگونه خوبي خودشون رو نشون بدن و خيلي از بدهاي ما باز مرام ندارند ، چون نمي دونند كه چگونه بايد خودشون رو نشون بدن ، اين هم بلد نيست كه چكار بايد بكنه .
لذا در بحثهاي فساد حتماً ديديد : اونهايي كه برنامه ريزي مي كنند ، روي همين نقطه ضعف مردم ما دست مي ذارن ، مي بينه هيچ كس اين رو آدم حساب نكرده ، مي ياد بهش مي گه : تو مي دوني كي هستي ؟ تو جزء فلان گروهي ، بيا آقا ! جمع بشيد ، همه اينجوري لباس بپوشيد ، همه اينجوري آرايش كنيد ، اين فرد هم خيلي خوشش مي ياد . براي چي ؟ براي اينكه تا ديروز هيچ كسي نمي ديدش ، اما امروز همه اين رو مي بينند ، مي گن : نگاه ! اينجوريه ! خودش هم مي گه : اشكالي نداره ، من رو ببينند بگن بده ، از اينكه من رو نمي بينند متنفرم ! از اينكه من رو آدم حساب نمي كنند دارم ديوونه مي شم . مي خوام چاقو بكشم ، اربده بكشم ، تا يكي من رو ببينه !
مسؤولين مملكت ، خادمهاي به مردم بايد مراقب باشند . مردم رو ببينند ، حساب كنند ، اگر خودشون رو عقل كل و عقل برتر بگيرند و مردم رو عوام فرض كنند ، اين مردم به اين عقل برتر با اينكه مي دونند راست مي گه ، باز هم ” نه ” خواهند گفت . مي گه چرا ؟ عقل برتري ؟ تو عملت نشون بده ، بزار به تو نزديك بشه ، ببينه مي تونه از تو استفاده كنه ، خودش قبول كنه كه تو عقل برتري . چرا داد مي زني ؟ چرا به همه مي گي : همه عوام هستند من يكي خواصم . همه غير خودي هستن ، من يكي عالي ! چرا اينجوري مي گي ؟ مراقب باش !
پس اين رو اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند ، مال من نيست ، مي گه : آقا مشورت مي خواي با مردم كني ، مشورتشون رو جدي بگيريد ، اينكه امام (ره) مي فرمايند : ملاك رأي و نظر مردم است ،به اين نكته دارند اشاره مي كنند .
در برخورد با مردم انصاف داشته باش ، انصاف به چه معنا ؟ به اين معنا كه وقتي كه مردم رو مي بيني ، اينها رو در جاي خودشون ببين . آقا امروز يه بقال مي ياد ، فردا يه قصاب ، پس فردا يه دانشجو ، يه فوق ليسانس ، روز بعدش يه استاد دانشگاه ، يه روز يه نظامي ، يه روز يه روحاني ، يه ورزشكار ، هر روي يه كسي مي ياد ، اينها همه مردم تو هستند ، اگر قرار باشه كه تو فقط و فقط براي يك طيفي از مردم برنامه ريزي كني و حرفي براي گفتن داشته باشي اين ايراد پيش مي ياد ، براي اينكه براتون جا بيفته ، من مثالش رو مي زنم : اين محيط كانون يه محيط عمومي هست ، اگه قرار باشه من براي يه عده خواص برنامه ريزي كنيم يه عده عمومي سيراب نمي شن ، يعني چي ؟ چه جوري شد ؟ ما اصلاً آدم حسابمون نمي كنند ؟ مثلاً براي سينه زدن ما ساليان سال از وقتي كه بچه بوديم ، پيرهن ها رو در مي آورديم ، اما وقتي مي بينيم عموم مردم مي گن : چه خبره اينجا ؟ ما اينجور راحت نيستيم ، نمي شه حالا پيرهن رو در نياورد ؟ خُب بذار راحت باشه ، پيرهن رو در نمي ياريم ، واجب هم كه نيست .
يعني اگر يه روز خواستي برنامه ريزي كني خودت رو نبين ، مردم رو ببين ، تو ممكنه خيلي راحت بتوني با خيلي چيزها كنار بياي ، اما اوني كه فرهنگ نداره و تو براش فرهنگ سازي هم نكردي ، جلسه قبل گفتم بايد يه برنامه اخلاقي براي هر يك از اصناف تهيه شده باشه ، ( اخلاق كاسب ، اخلاق دانشجو ، اخلاق طلافروش و . . . ) زياد خرجي هم نداره ، يه انتخابات شوراها 10 برابر اين خرج شده چقدر مگه خرج مي شه ؟ تو همين شيراز مگه چقدر خرجش مي شه ؟ يه نهادي برداره اخلاق و تدين در هر صنف رو تو يه بروشوري بزنه . اول ماه مجاني تو برگه هاي A4 بده دست مردم ، چه كسي همچين كاري كرده ؟ تو كه فرهنگ سازي نكردي چرا توقعت بالاست ؟
چند روز پيش يه مصاحبه اي رو مي خوندم با يه دختر جواني در يكي از مجلات . كه اين دختر جوان رو همه مي شناسيد ، اسم نمي برم از مشهورين مملكت ، فرزند يكي از مشهورترين افراد اين مملكت ، يه حرفهايي زده بود كه اين حرفها رو هر كي بخونه مي گه : اين رو نگاه كن ! چه چرت و پرت هايي گفته ؟ اما من خيلي عادي با خودم فكر كردم مثلاً تو همين كانون خودمون اگر تمام خواهرهاي ما از اين جلو هستند ، و اينهايي كه اين داره مي گه رو اگه بشنوند ، به اين طرز تفكر مي خندند . براي اينكه براي اينها فرهنگ سازي شده ، و ببين مملكت ما داره كجا مي ره كه فرزند يكي از مشهورترين افراد اين مملكت هنوز براش فرهنگ سازي نشده كه چهارشنبه سوري رو بالاترين تفريح خودش مي دونه ! ( از رو آتيش پريدن رو ! ) چرا فرهنگ سازي نشده ؟ پس شما چكار مي كرديد ؟! براي كي داريد كار مي كنيد ؟ براي دانش آموز ؟ مي گيم : چرا تو آموزش و پرورش ، پرورش نمي كنند ؟ تو بيوت خودتون داريد چكار مي كنيد ؟ اگر شما سؤال و جوابها رو مي ديديد تعجب مي كرديد . اينقدر سطح پائين ؟! گويا با يك بچه سوم دبستاني صبحت شده ، كه اگر بگم سوم دبستان ، به سوم دبستاني ها جفا كردم ، همين كاروان خودمون يه پنجم دبستاني اومد دو سه تا جمله به من گفت ، ديدم چقدر اين بچه معرفتش بالاست .
شما براي اون جوون تو خونه تون فرهنگ سازي نكرديد ، براي مملكت هم اول بايد فرهنگ سازي كنيد ، بعد توقع داشته باشيد . فرهنگ سازي روي اون طرف كردن صبح تا شب دارن فرهنگ مي سازند ، دائماً دارن تو گوش جوون هاي ما مي خونن باابزارهاي مختلف . اما تو چكار كردي ؟ فرهنگ سازي كردي ؟ چي گفتي ؟ دو تا كلمة فطري حرف زدي فقط چماق تكفير رو بالا گرفتي كه : آقا ! نسل قديم يادش بخير ، جديدها ، مرخص ! بيا نسل جديد رو ببين ، ببين چه خبره ؟ كي ميگه مرخص ؟! به گرد پاشون هم نمي رسيد . اين جوري نيست . بافت جامعه انساني ما (نه فقط ايران ) فطريست و فطرت ميل به خوبيها داره . تو نتونستي خوب جا بندازي . بيا فرهنگ سازي كن .. من كه نمي تونم براي همه مملكت فرهنگ سازي كنم . همين قدر كه از دستم برمي ياد كار مي كنم . با همين ابزارهايي كه داريم .
+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 9:14 توسط sadegh
|
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا