بسم رب الشهدا والصدیقین

خاطره دلنشین و زیبا از شهداء که بخونید روده بر میشوید .

حالا این چیه ؟خوب بهتون میگم .

%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87 %D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87 %D8%AF%D8%A7%D8%B1 خاطره خنده دار

روزی روزگاری یکی از روزهای جنگ ، با شنیدن سر صدا از سنگر بیرون ریختند ؛ رفته بود گلاب به روتون دستشویی و حالا با این سرو صدا………….!

بچه ها ماتشان برده بود . یک عراقی دستهایش را به حالت تسلیم بالا گرفته بود.

و التماس کنان می آمد ؛ «ابوالفضل» هم پشت سرش .همه باخودشان فکر می کردند

او که اسلحه نداشت،پس چطوری اسیر گرفته؟

جلوتر که آمدند ، بچه ها ازخنده روده بر شدند ، وقتی دیدند

ابوالفضل لوله آفتابه را پشت عراقی ها گذاشته و با عربی دست و پا شکسته داد و فریاد می کند.

او هم رفت یادش بخیر و روحش شاد

برای شادی این شهید و شهدای بزرگوار صلواتی عنایت کنید .

راوی پدر شهید ابوالفضل نوروزی ، منبع : وبلاگ قبله داران قبیله قیام