یا ملائکتی و سُکانَ سماواتی اعلَموا أنّی ما خَلَقتُ سَماءً مَبنیّه و لا أرضاً مدحیّه و لا قَمراً منیراً و لا شَمساً مُضیئه و لا فلکا یَدور و لا بحراً یجری و لا فلکاً یسری الّا فی محبّة هوُلاءِ الخَمسه .

... و جهان آغاز شد ... بهانه اش، که نه، دلیلش این پنج دردانه بود :

فاطمه و پدر او ، فاطمه و همسر او ، فاطمه و پسران او .

و زمان سپری شد و گذشت ؛ و جهان دلیل خلقتش را از یاد برد و ظلم کرد و ظلم کرد و ظلم کرد ...

و فاطمیه و عاشورا ساخت ...

و اینک دوباره فاطمیه آمده است و دوباره عاشورا ...

و دوباره همان داستان ِ مردم ِ غدیر گم کرده !

.

.

پدر هنوز در کار تغسیل و تدفین پیامبر بود که از بیرون در صدای الله اکبر آمد . پدر مبهوت از عباس پرسید :

- عمو معنی این تکبیر چیست ؟

عباس گفت :

- یعنی آنچه نباید بشود شده است .

.

وقتی آتش از در خانه ی خدا بالا رفت، عمر، آتش بیار معرکه ی ابوبکر، آنچنان به در حریم نبوت لگد زد که فریاد تو از میان در و دیوار به آسمان رفت .

... عاشورا اینجاست! کربلا اینجاست!

اگر کسی جرأت کرد در تب و تاب مرگ پیامبر، خانه ی دخترش را آتش بزند، فرزندان او جرأت می کنند خیمه های ذرای پیامبر را آتش بزنند .

اگر علی اینجا تنها نماند که حسین در کربلا تنها نمی ماند.

تعدی به حریم فرزند پیامبر سنگین تر است یا نوه ی پیامبر ؟

مادر! در کربلا هیچ زنی میان در و دیوار نماند .

در کربلا کودک شش ماه به شهادت رسید و اما تو کودک نیامده ات .. محسن ... *

.........................................

* کشتی پهلو گرفته ..

** مردی جایی نوشته بود : مردها فاطمیه داغدارترند ..

***( برای مظلومیتت .. ) .. مادر .. خواستم بگویم بچه ها پیروان مادرند .. همین .