تو ای عشق و ای تمام وجودم ، تو بود و نبودم ، فدای رخ تو همه عالم بیا بنگر بر دل غمدیده ، که لیلی ندیده ، زغم چه کشیده ، به این عالم یک دم بنگر حال زار مرا ، بیقرار مرا ، ای تمام امیدم ، تو صبح سپیدم ، زنرگس چشمت ، ببین چه کشیدم یا ابا صالح مددی ...با ابا صالح مددی ... یا ابا صالح مددی ... یا اباصالح مرا راهی کن سوی میخانه ، بده پیمانه به این دیوانه ، تو یا ساقی مرا راهی کن سوی میخانه ، بده پیمانه به این دیوانه ، تو ای ساقی تو میدانی زعشق تو چه خمارم ، پیاله ندارم ، که دارو ندارم ، تویی ساقی بنگر مرغ لب بسته منم ، دلشکسته منم ، تا سحر بیدارم ، سر به زانو دارم ، از تو دارم ای گل ، هرچه که دارم یا ابا صالح مددی ...با ابا صالح مددی ... یا ابا صالح مددی ... یا اباصالح مرا راهی کن سوی میخانه ، بده پیمانه به این دیوانه ، تو ای ساقی تو میدانی زعشق تو چه خمارم ، پیاله ندارم ، که دارو ندارم ، تویی ساقی بیا بنگر بر دل من ، بنگر بر دل غمدیده ، که لیلی را ندیده ، که ز غمها چه کشیده ، چو به این عالم یکدم بنگر حال مرا ، بیقرار مرا ، ای تمام امیدم ، تو صبح سپیدم زنرگس چشمت ببین چه کشیدم تو صبح سپیدم ، تمام امیدم ، ز نرگس چشمت ببین چه کشیدم ای جان من غرق سودای تو ، وین تماشای تو ، دل ندارد ذوق گفتگویت ، بی جلوه ات آرزو بی حاصل ، بی تو در باغ دل ، خود برویَد سَرو آرزویت گر در کویش برسی ، برسان این پیام مرا ، ای چراغ رویت ، من ندارم دیگر تاب این شبهای ، سردو خاموش هرگزهرگز باور نکنم ، عهدو پیمان ما شد فراموش یا ابا صالح مددی ...با ابا صالح مددی ... یا ابا صالح مددی ... یا اباصالح مرا راهی کن سوی میخانه ، بده پیمانه به این دیوانه ، تو ای ساقی تو میدانی زعشق تو چه خمارم ، پیاله ندارم ، که دارو ندارم ، تویی ساقی یکدم بنگر حال زار مرا ، بیقرار مرا ، ای تمام امیدم ، تو صبح سپیدم ، زنرگس چشمت ببین چه کشیدم تمام امیدم تو صبح سپیدم ، زنرگس چشمت ببین چه کشیدم سهیل
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 7:24 توسط sadegh
|