در اين جا به معرفى مشهورترين مساجد آموزشى و يا «مساجد دانشگاهى» مى پردازيم:

1ـ مسجد نبوى در مدينه: از نخستين مراكز علمى در تاريخ اسلام مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله) است كه به وسيله پيامبر(صلى الله عليه وآله) و پس از هجرت آن حضرت به مدينه در سال اول اقامت وى در آن شهر بنياد گرديد. مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله) به مرور ايام و گذشت زمان، دست خوش پاره اى تحولات و اصلاحات شد تا سرانجام به صورت كنونى در آمد.

پس از رحلت آن حضرت، بزرگان صحابه و سپس تابعان در اين مسجد به تدريس و تعليم مى پرداختند. تعليم مبانى فقه مالكى به دست بنيانگذار آن، امام مالك، در اين مسجد آغاز شد. با آن همه اعتبار و عظمتى كه براى اين مسجد فراهم گرديد، تدريس و بحث در زمينه مسائل دينى و علمى، حتى در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيز منحصر و محدود به اين مسجد نبود و در خود مدينه مساجد ديگرى، اگرچه كوچك تر و محدودتر از مسجد بزرگ نبوى، فعاليت آموزشى داشتند.8

2ـ مسجدالحرام در مكّه: اين مسجد از مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله) در مدينه كهن تر است. اما تنها پس از فتح مكه در سال هشتم هجرى، در زمينه اهداف و اغراض اسلامى مورد استفاده قرار گرفت.

 3ـ مسجد جامع بصره: اين مسجد در سال 41 هـ. ق. به دست زيادبن ابيه، عامل معاوية بن ابى سفيان بر بصره، تجديد بنا يافت. نهضت معتزله، كه در جريانات فكرى و سياسى عصر اول عباسى تأثير بزرگ و قابل ملاحظه اى داشت، نخست در جامع بصره پديدار گشت.9

4ـ مسجد جامع كوفه: اين مسجد در سال 17 هـ. ق. بنا نهاده شد. انتقال على بن ابى طالب(عليه السلام) به كوفه و انتخاب اين محل به عنوان مركز حكومت اسلامى از سوى آن حضرت در شكوفايى و جنبش علمى اين مسجد تأثيرى چشمگير داشت.

(5)

5ـ مسجد جامع فسطاط (جامع عمرو): اين مسجد بزرگ در سال 21 هـ. ق. به وسيله عمرو بن العاص (م. 42 ق) بنياد گرديد و از همان روزهاى نخست، براى مسائل آموزشى مورد استفاده قرار گرفت و در طول حيات خود، مورد توجه و عنايت دولت هاى طولونى و اخشيدى و فاطمى بود. روش آموزشى معمول در اين مسجد غالباً مبتنى بر مذهب شافعى بوده است.10

 6)

پى نوشت ها  ومنابع:

1- مجله مسجد، ش. 1 ـ 35

2ـ محمد مكى السباعى، نقش كتابخانه هاى مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامى، ترجمه على شكويى، ص 32

3- تقى الدين احمد المقريزى، الخطط، لبنان: مكتبة الاحياء العلوم، بى تا، ج 2، ص 249

4و5  طه، الولى، المساجد فى الاسلام، پيشين، ص 159

6-طه الولى، پيشين، ص 162
7- محمدباقر حجتى، اسلام و تعليم و تربيت، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1357، ص 28

8- محمدباقر حجتى، همان، ص 28

9- عبدالرحيم غنيمه، دانشگاه هاى بزرگ اسلامى، ترجمه نورالله كسايى، تهران، دانشگاه تهران، 1372، ص 71

10-على مبارك، الخطط التوفيقيه، ج 4، ص 827